ماجرای افطاری
توی دوسال گذشته ماه رمضون افطاری نداشتیم .اونم به خاطر درسای من.امسال مامان دوباره تصمیم گرفت افطاری بده. مهمونی امسال بزرگتر از سالهای قبله و به همین خاطر تو خونه نیست! تو رستوران عمه الی هست یعنی رستوران هتل بابابزرگ..... که اونم تو شهریه که نیم ساعتی با شهر ما فاصله داره... خب جریان از این قراره قبلا مامان بزرگ اینا اونجا زندگی می کردند و مزار عمو سعید و بابابزرگ اونجاست و به رسم هرساله توی یکی ازشبای رمضون توی یکی از مساجداون شهر مذکور جلسه قرآن واسه عمو سعید هست...... حالا بحث سر این بود که بابا می گفت باید شب افطاری و جلسه قرآن یکی باشه ک نخوایم دودفعه بریم اون شهر.......و همون شب مهمونی بعد افطار خودشو ...
نویسنده :
نفیسه
19:53


