دلتنگی های نفیس

ماجرای افطاری

1394/4/3 19:53
نویسنده : نفیسه
155 بازدید
اشتراک گذاری

توی دوسال گذشته ماه رمضون افطاری نداشتیم .اونم به خاطر درسای من.امسال مامان دوباره تصمیم گرفت افطاری بده.

مهمونی امسال بزرگتر از سالهای قبله و به همین خاطر تو خونه نیست! تو رستوران عمه الی هست یعنی رستوران هتل بابابزرگ.....

که اونم تو شهریه که نیم ساعتی با شهر ما فاصله داره...

خب جریان از این قراره  قبلا مامان بزرگ اینا اونجا زندگی می کردند و مزار عمو سعید و بابابزرگ اونجاست و به رسم هرساله  توی یکی ازشبای رمضون  توی یکی از مساجداون شهر مذکور جلسه قرآن واسه عمو سعید هست......

حالا بحث سر این بود که  بابا می گفت باید شب افطاری و جلسه قرآن یکی باشه ک نخوایم دودفعه بریم اون شهر.......و همون شب مهمونی بعد افطار خودشو عموها برن مسجد.....

خب این مهمونی در اصل پا گشای عمه الی هم هست و مامان می گفت اینطوری مهمونی به هم می ریزه و صاحب مجلس نباید وسطش مهمونا رو بذاره بره مسجد.......

طی یک سری مذاکرات تصویب شد که پنجشنبه مهمونی باشه و جمعه جلسه قرآن.......

تا اینکه پريشب که بابا زنگ زده بود عموی محترمشو دعوت کنه بهش گفته بود که نمی تونه دودفعه بیاد و دو مراسم یه شب باشه......( خستس میفهمی .....خسته )

بابا هم تو رو درواسی و اینا قبول میکنه و بعدش مامان خیلی ناراحت میشه و بنظرم حق داشته.وقتی قراره این همه زحمت بکشه و این همه هم خرج کنه خیلی زور داره که یه مهمونی هول هولکی برگزار شه.......

مامان این جریان و به مامان بزرگ میگه و اونم ناراحت میشه و زنگ می زنه و عموی بابا رو راضی می کنه و دوباره امروز ظهر عموی محترم به بابا زنگ  می زنه و میگه که نمی تونه دو دفعه بیاد......اون می تونست نیاد مهمونی ......نه اینکه همه چی رو فدای خودش کنه......بازم مامان و مامان بزرگ ناراحتن و اگه من جای بابا بودم حرف مامانمو گوش می دادم چون اون خیلی غصه می خوره........

به هر حال کاریه که شده......خدا خودش به خیر بگذرونه

پسندها (1)
شما اولین مشوق باشید!
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

نظرات (10)

همراه رایانه
4 تیر 94 16:23
همراه رایانه مرکز پاسخگویی مشکلات رایانه ای تلفن تماس : 9099070345 www.poshtyban.ir
پرستو
5 تیر 94 9:36
اره عزيزم اگه ياد بدى كه خيلى خوب ميشه
نفیسه
پاسخ
بله پرستو جون حتما یاد می دم .خب اول باید انتخاب کنی که دوس داری کجا وبلاگ داشته باشی.مثلا میهن بلاگ یا رزبلاگ یا این جا یا نمی دونم هر جا که خودت ترجیح می دی.وقتی انتخاب کردی دیگه بقییه اش خیلی ساده ست.بهت می گم باید چی کار کنی....
(̲̅P̲̅)(̲̅E̲̅)(̲̅G̲̅)(̲̅A̲̅)(̲̅H̲̅)
5 تیر 94 12:03
يادمون باشه در املاى زندگى هميشه براى محبت تشديد بگذاريم تا از دوستيمان حتى نيم نمره هم كم نشه...
نفیسه
پاسخ
بابت این جمله ی قشنگ ممنون
پرستو
6 تیر 94 1:32
همين نى نى وبلاگ.كسى هم پيدام نمى كنه.گفتى راحتم مى تونيم با هم حرف بزنيم.
نفیسه
پاسخ
پرستو جون برات ایمیل می کنم.
سیما
9 تیر 94 9:21
وب جالبی داری به منم سر بزن..
نفیسه
پاسخ
ممنون .چشم حتما سر می زنم.
سیما
9 تیر 94 9:53
ممنونم ... با من دوست میشی؟
نفیسه
پاسخ
بله سیما ججون. چرا که نه
سیما
9 تیر 94 15:16
سلام عزیزم میشه رمز پستات رو بدی خیلی ذوق دارم اونارو هم ببینم این مطالبت که مهشر بود...دوست دارم بای...
سیما
9 تیر 94 23:15
نفیس جون رمز پستات رو نمیدی؟؟؟؟؟؟؟
نفیسه
پاسخ
باشه عزیزم می دم
سیما
9 تیر 94 23:18
اگه دوست نداری بدی عزیزم یه نظر واسم بذار من ناراحت نمیشم گلم...همین مطالبترو می خونم اشکال نداره...
نفیسه
پاسخ
می گم الان. برات نظر می ذارم
سیما
9 تیر 94 23:22
عاشقتم بای