بیخیالی
هیچ اتفاق جذابی برای نوشتن نیست.
زدم ب بی خیالی.
ما اتفاقی هستیم که افتاده ایم .....افتاده از آسمون آرزوها.
دلم میخاد برم تو یه کوهستان. ....یه غار کوچیک و تنگ.....تا از بزرگی این دنیای تنگ فرار کنم.
روزهای پر غصه ی بی خیالی پشت هم می گذره.......
بذار همه به بی خیالیم بخندن.....بهتر از اینه ک عمق فاجعه رو بفهمن.
این جا دیگه شادمانه نیست.
در خونه ی هر چی شادیه گل گرفتن!
این جا پره از دلتنگی.
دلتنگی های نفیس.....
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی

بیخیالی 



