دلتنگی های نفیس

عشق نقاشی

  من چقدر نقاشی رو دوس دارم♡دنیای مدادرنگی هاتنها دنیاییه که وقتی واردش میشم دیگه حتی گذر زمان رو هم حس نمی کنم...چقدر نقاشی نیمه کاره دارم .....میخوام همشو کامل کنم...واااااای چقدر من دلم تنگ شده واسه آهنگ صدای مداد رنگی ها وقتی روی کاغذ سر میخورن..... نه اینکه نقاشیم خوب باشه هااااا......اتفاقایه خاطره بد تو ذهنم مونده وه هیچوقت یادم نمیره! کلاس دوم راهنمایی بودم که معلممون گفته بود واسه نقاشی نوبت دوم باید سر گاو و گوزن بکشید .....خوب این ها تو کتابمون بود ولی هیچوقت معلم گرامی باهامون کار نکرده بود....خلاصه منم یه چیزی شبیه کاریکاتور گاو کشیدم و تحویل معلم دادم و اونم نامردی نکرد و18داد!!!! منم که بقیه نمره هام بیست بود و ای...
24 خرداد 1394

من از تبار خستگی...

سال سختی رو پشت سر گذاشتم...سالی که هم خاطرات خوب داشت و هم بد... و من تو همین یه سال به اندازه ی ده سال بزرگتر شدم...به اندازه ی ده سال بیشتر فهمیدم....خیلی چیزا یاد گرفتم ....خیلی ها رو شناختم... و حالا همه چیز به شکل مبهمی تموم شده...هیشکی نمی دونه چه اتفاقی قراره بیفته جز اون که اون بالا نشسته ...و من فقط ازش می خوام گناهامو ببخشه...و اگه تو این یه سال خطایی بوده ، که حتما هم بوده ازش بگذره...... و دیگه نمی خوام به هیچ چیز فکر کنم...یه گوشه نشستن  و غصه خوردن هیچ چیز رو عوض نمیکنه...فکر کردن به اتفاقی که افتاده حماقت محضه....وبی خیالی عین عقل.... (چی گفتم .... ) برای رسیدن این روزها خیلی منتظر موندم و حالا باید باتمام وجود ت...
24 خرداد 1394